جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
بيـا
كـه در غم عشقت مشوشـم بى تو
بيا ببين كه در اين غم چه ناخوشـم بى تو
شب از فـراق تو مىنالـم اى پرى رخسار
چو روز گـردد گويـى در آتشـم بى تو
دمى تـو شربت وصلـم ندادهاى جانـا
هـميشه زهر فراقت هـمى چشـم بى تو
اگر تو بامن مسكيـن چنين كنـى جانا
دو پايـم از دو جهان نيـز دركشـم بى تو
پيـام دادم گفتـم بيا، خوشـم ديـدار
جواب دادى و گفتى كه من خوشـم بى تو
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر ۱۳۸۸ ساعت 17:16 توسط محمد حسین
|