پنج وارونه ♥
گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟ ♥
خواهر کوچکم این را پرسید ♥
من به او خندیدم! ♥
کمی آزرده و حیرت زده گفت ♥
روی دیوار و درختان دیدم! ♥
بازهم خندیدم! ♥
گفت دیروز خودم دیدم ♥
مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد♥
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید ♥
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم ♥
آن زمان که بارش بی وقفه درد ♥
سقف کوتاه دلت را خم کرد ♥
بی گمان می فهمی ♥
پنج وارونه چه معنا دارد ؟ ♥
♥